بیوگرافی مشاهیر

بیوگرافی حسن صباح

بیوگرافی حسن صباح:

حسن صباح

حسن صباح (۴۴۵ هجری / ۱۰۵۰ میلادی – ۲۶ ربیع‌الآخر سال ۵۱۸ هجری / ۱۲ ژوئن ۱۱۲۴ میلادی) بنیانگذار دولت اسماعیلیان الموت در فلات ایران و حجت امام و داعی بزرگ مذهب اسماعیلیه نزاری بود. وی در سال ۴۴۵ هجری / ۱۰۵۰ میلادی در خانواده‌ای از شیعیان امامی در شهر قم زاده شد، در رابطه با کودکی صباح اطلاعات زیادی در دست نیست. پدر او علی بن محمد بن جعفر صباح حمیری از اهالی کوفه بود، اما ادعا داشت که نسبش به حمیری یمنی می‌رسد.

حسن در ری به عنوان شیعه دوازده امامی تعلیم یافت، اما پس از آشنایی با امیره ضراب و ابونصر سراج به مذهب اسماعیلی متمایل شد و مورد توجه عبدالملک بن عطاش، داعی بزرگ عراق عجم، قرار گرفت. تا پیش از سی سالگی، وی با سفر مصر سفر تحصیلات خود را کامل کرد و از اوضاع خلافت فاطمیان آگاه شد. صباح پس از بازگشت از مصر، به عنوان داعی اسماعیلی در فلات ایران مشغول به تبلیغ برای فاطمیان شد و به نقاط مختلفی از جمله گرگان، ساری و دماوند رفت. وی در سال ۴۸۳ هجری / ۱۰۹۰ میلادی الموت را برگزید، تا پناهگاهی برای اسماعیلیان در مقابل سلجوقیان باشد. پس از تصرف قلعه الموت، اقدام به تصرف دژهای مختلف از جمله شاهدژ، قهستان، لمسر در مناطق مختلف ایران کرد، تا باتوجه به موقعیت استراتژیک و خاص دژها برای دفاع در مقابل سلاجقه و همچنین سهولت کار برای ترویج اسماعیلیه، از آنها بهره‌برداری کند.

پس از درگذشت مستنصر بالله، خلیفه فاطمی، در سال ۴۸۷ هجری / ۱۰۹۴ میلادی در قاهره و بروز اختلاف بر سر جانشینی وی، حسن صباح ازنزار حمایت کرد و با قتل وی، به عنوان حجت امام رهبری نزاریان در آسیای مرکزی، ایران، عراق و شام را برعهده گرفت و ارتباط خود با خلافت فاطمی را به‌طور کامل قطع کرد. وی حکومت اسماعیلیه الموت را بنا نهاد و به جنگ با سلجوقیان برخاست. صباح از تأثیرپذیری سلجوقیان در امر مشروعیت از خلافت بنی عباس و سیاست اقطاع و طبقه‌بندی زمین‌ها ناراضی بود و با تمام نیرو به مقابله با آن‌ها برخاست. وی درگیری‌هایی باملکشاه، برکیارق، سنجر و محمد تپر داشت و در دوره وی ملکشاه و وزیر مقتدرش خواجه نظام الملک توسط حشاشین ترور شدند.

حسن صباح از علوم مختلف از جمله فلسفه، هندسه، نجوم و سیاست آگاهی داشت. وی دائماً مشغول نوشتن آیین اسماعیلیه بود و کتاب «فصول اربعه» و همین‌طور مقدمه کتاب «سیدنا» از نوشته‌های صباح است. وی دعوت جدید اسماعیلیه را در برابر دعوت فاطمیان، موسوم به دعوت قدیم ایجاد کرد. در ۲۶ ربیع‌الآخر سال ۵۱۸ هجری / ۱۲ ژوئن ۱۱۲۴ میلادی در حالی از دنیا رفت که به عنوان یک رهبر فرهمند سرمشق دیگر نزاریان بود. وی ۲ پسر داشت که هر دو را به قتل رساند؛ یکی را به جرم نوشیدن شراب و دیگری را به جرم دخالت در قتل داعی حسین قائنی، که پس از مدتی مشخص شد دستی در آن ماجرا نداشته‌است. این عمل صباح نشان از سخت‌گیری او به اصول دینی بوده‌است. صباح قبل از مرگ خود کیا بزرگ امید را از لمسر فراخواند و او را به عنوان جانشین خود معرفی کرد. مقبره حسن صباح تا سال ۶۵۴ هجری / ۱۲۵۶ میلادی پابرجا بود و جزء زیارتگاه‌های نزاریان به‌شمار می‌آمد و پس از آن به دست مغولان ویران شد.

قلعه الموت

ولادت و کودکی حسن صباح:

حسن صباح در سال ۴۴۵ هجری / ۱۰۵۰ میلادی در خانواده‌ای از شیعیان امامی در شهر قم متولد شد. پدر وی از مردمان کوفه بود اما ادعا می‌کرد نسبش به اعقاب پادشاهان حمیری عربستان جنوبی می‌رسد. در کتاب تاریخ خلفای فاطمی شجره نامه او را چنین ذکر کرده‌اند: «محمد الصباح بن یوسف الحمیری_ الحسین_ جعفر_ محمد_ علی_ الصباح_ حسن.» پدر صباح با پای پیاده از یمن به کوفه می‌آید و در آن‌جا مشغول خرید و فروش و تجارت فلزات و سنگ‌های قیمتی می‌شود و پس از به دست آوردن سرمایهٔ فراوان کوفه را ترک می‌کند و رهسپار قم می‌شود. وی پس از تولد صباح عازم ری، که مرکز مهمی برای اندیشه شیعه و فعالیت داعیان اسماعیلیه بود، می‌شود. از مسیر ترک کوفه و هجرت وی به قم و ری اطلاعی در دست نیست. در آن زمان اسماعیلیه جنبشی در حال رشد در ایران و قسمت‌های شرقی مصر بود.

دوران جوانی و تحصیل حسن صباح:

در رابطه با دوران کودکی و نوجوانی وی مطلبی در دست نیست. صباح به عنوان شیعه دوازده امامی در ری مشغول به تحصیل شد؛ صباح ۱۷ سال داشت که با داعی به نام امیره ضراب آشنا شد و در رابطه با مذهب اسماعیلیه اطلاعاتی به دست آورد. پس از آن توسط ابونصر سراج به این مذهب متمایل شد و نسبت به امام اسماعیلی زمان، یعنی خلیفهٔ فاطمی «مستنصر بالله»، سوگند وفاداری به جای آورد. صباح موفق شد در رمضان سال ۴۶۴ هجری / ژوئن ۱۰۷۲ میلادی، توجه عبدالملک بن عطاش را به دست آورد. ابن عطاش متوجه استعداد و نبوغ حسن شد و به او مقامی را واگذار کرد و صباح را در سال ۴۶۷ هجری / ۷۵_۱۰۷۴ میلادی همراه خود به اصفهان برد؛ زیرا مرکز اصلی فعالیت‌های اسماعیلیان، اصفهان بود.پس از آن در سال ۴۶۹ هجری / ۷۷–۱۰۷۶ میلادی از صباح خواست برای تکمیل تحصیلات خود عازم مصر شود.

افسانهٔ سه یار دبستانی:

در داستان سه یار دبستانی، که ادوارد فیتز جرالد بر دیباچه ترجمه انگلیسی رباعیات خیام آورده‌است، خیام ، خواجه نظام الملک  و حسن صباح به هم ارتباط داده‌شده‌اند. اما بر اساس تفاوت سنی آن‌ها، این ماجرا بیشتر شبیه به افسانه است و این چنین حسن و خیام باید بیش‌از ۱۲۰ سال عمر کرده باشند. همچنین، معاصران خیام نیز هیچ‌کدام به این ماجرا اشاره نکرده‌اند. ماجرا از این قرار است که این سه شخصیت، یاران دبستانی بودند که هم قسم شدند که هرکدام زودتر به مقام و منصبی رسید، دیگران را یاری دهد. از این سه، نظام الملک نخست منصب یافت و به وزارت سلجوقی رسید. وی به عهد خود وفا کرد و به این خاطر که خیام مردی دانشمند و اهل علم بود و به مشاغل دولتی علاقه‌ای نداشت، سالی ده هزار دینار به او داد تا به مطالعات خود مشغول شود و به حسن صباح مقام عالی در دستگاه حکومت اعطا کرد. اما دیری نپایید که میان حسن صباح و نظام الملک اختلاف افتاد و خواجه سرانجام توانست با نیرنگ، حسن را در چشم سلطان سلجوقی خوار کند. حسن سوگند یاد کرد که انتقام بگیرد، و در آخر خواجه نظام‌الملک را کشت. این یکی از افسانه‌هایی است که در ارتباط با اسماعیلیان نزاری در مشرق زمین شیوع یافت.

سفر به مصر

حسن صباح پس از سفر به اصفهان بهمیافارقین رفت و در آن‌جا مشغول تبلیغ اسماعیلیه شد که به همین خاطر توسط مأموران رانده شد، وی وارد دمشق شد و به علت جنگی که در جنوب شام، به واسطهٔ ترکان پیش آمده‌بود، به بیروت رفت و با کشتی در ۱۸ صفر سال ۴۷۱ هجری / اوت ۱۰۷۸ میلادی وارد قاهره شد؛ صباح مورد استقبال دربار فاطمی قرار گرفت. رشیدالدین می‌گوید:

حسن صباح به مدت ۳ سال در مصر بود. در آن زمان، بدرالجمالی که وزیر فاطمیان و امیر سپاهیان بود به عنوان داعی الدعاه، جانشین موید فی الدین شیرازی شده‌بود. او ابتدا در قاهره و سپس دراسکندریه ماند اما موفق نشد مستنصر بالله را ببیند و حمایت و یاری هیئت حاکمه مصر را برای ایرانیان در مواجه با ترکان سلجوقی به دست آورد. حسن در مصر به دلیل مشکلاتی که با بدرالجمالی پیدا کرده‌بود به اسکندریه رفت، زیرا این شهر پایگاه مخالفان بدرالجمالی بود. این مشکلات و مناظرات به خاطر جانشینی مستنصرباالله بود؛ حسن برای حمایت از نزار، ولیعهد او اعلام آمادگی کرد؛ اما بر اساس روایت دیگری مستنصر باالله شخصاً به او گفته‌بود که جانشین، نزار است. به هرحال حسن در ذیحجه سال ۴۷۳ هجری / ژوئن ۱۰۸۱ میلادی به اصفهان بازگشت و در دورانی که در مصر اقامت داشت، متوجه چیزهای بسیاری شد که مدتی بعد، از آن‌ها در سیاست انقلابی‌اش بهره برد. او آگاه بود که دولت فاطمیان رو به انحطاط است و توان لازم برای کمک به اسماعیلیان ایران در مبارزه با سلجوقیان ترک را ندارد.

حسن صباح1

منبع:ویکی پدیا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن